محمد باقر ملكيان

28

علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى )

زيرا هرگز قابل قبول نيست كسى كه در مسائل جنسى يا در دزدى و خيانت و اختلاس مال و برداشتن كلاه مردم هيچ‌گونه بندوبارى ندارد ، صفت عفت نفس داشته باشد يا كسى كه شيفته جمع‌آورى مال است و مطالبات مردم و حقوق واجبه مالى را نمىدهد با صفت سخاوت متصف شود ، يا كسى كه به عبادت خدا نمىپردازد و هفته و ماهى به ياد خدا نمىافتد ، واجد ايمان به خدا و روز رستاخيز و داراى سمت بندگى باشد . پس اخلاق پسنديده هميشه با يك رشته اعمال و افعال مناسب زنده مىماند چنان‌كه اخلاق پسنديده نسبت به اعتقادات اصليه همين حال را دارند . مثلا كسى كه جز كبر و غرور و خودبينى و خودپسندى سرش نميشود ، اعتقاد به خدا و خضوع در برابر مقام ربوبى را نبايد از وى توقع داشت و كسى كه يك عمر معنى انصاف و مروت و رحم و عطوفت را نفهميده است ، نمىشود ايمانى به روز رستاخيز و بازخواست داشته باشد . خداى متعال در خصوص ارتباط اعتقادات حقه و اخلاق پسنديده - كه خود نوعى از اعتقاد هستند - به عمل مىفرمايد : إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ « 1 » . و در خصوص ارتباط اعتقاد به عمل مىفرمايد : ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذِينَ أَساؤُا السُّواى أَنْ كَذَّبُوا بِآياتِ اللَّهِ وَ كانُوا بِها يَسْتَهْزِؤُنَ « 2 » .

--> ( 1 ) . سوره فاطر : 10 . ( 2 ) . سوره روم : 10 .